ارقه


آخرین به روزرسانی:
ارقه


         «اَرْقِه» در پارسی عامیانه به معنای «پرسروصدا، جیغ‌جیغو» است و اغلب به زبان جوان و گستاخ اشاره می‌کند. درباره‌ی ریشه‌ی این کلمه پژوهش محکمی ندیده‌ام. اما به احتمال زیاد خاستگاهش ترکی باشد و از بن «*آرْکَه» پیشاترکی به معنای «عقب، پشت» گرفته شده باشد. این بن در زبان‌های ترکی طیفی وسیع از واژگان را پدید آورده که همگی «عقب، پشت» معنی می‌دهند: 𐰴𐰺 (اَرْقَه) ترکی کهن، «اَرْقا» قراخانی، «اَرْقَه» ترکی خوارزمی و چغتایی، «اَرْقَه/ اَرْخَه» خلج، «اَرْخَه» ترکی آذری و سالاری، «اَرْقَه/ آرْکا» ترکی استانبولی، урхалӑх (اورْخالاهْ) چاووشی، «اَرْکَه» ترکمنی، «اُرْقَه» ازبکی، «ئارقا» ترکی اویغوری، «اَرْقا» قبچاقی، арҡа (اَرْقَه) باشکیری و قرقیزی و قزاقی و نوقای، аркъа (اَرْقا) قراچای-بلخاری و کومیکی، арҕаа (اَرْگا) یاکوتی و تووان،

این واژه در تماس با زبان پارسی معنای ضمنی «پشتیبانی کردن» هم به خود گرفته و «آرْقَداش» ترکی آذری و «آرْکاداش» ترکی استانبولی را به دست داده است. کلمه‌ی «ارقه» شاید به این جا مربوط باشد. به نظرم در این واژه تداخلی بین این بن ترکی و بن آریایی «*اَرْک/ *اَرْز» به معنای «درخشان، نمایان» هم رخ داده است. معنای رایج «ارقه» در زبان عامیانه احتمالا بیشتر به این ریشه‌ی دوم مربوط باشد تا اولی. در ضمن کلمه‌ی «ترّقه» که نام‌آوا هم هست و برآمده از «ترق ترق» نیز احتمالا زیر تاثیر همین بن شکل گرفته باشد و به مواد منفجره منسوب شده باشد. این واژه‌ها عامیانه بوده و در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشده‌اند.