ریشهی پیشاسامی «*ارض» به معنای «زمین، خاک» در زبانهای باستانی ایرانی به چنین صورتهایی درآمده است: 𒆠 (اِرْصِتوم) اکدی، 𐡀𐡓𐡒 (اَرْق) آرامی هخامنشی، אַרְעָא (آرعا) آرامی، ארק (ارق) آرامی توراتی، אַרְעָא (اَرشا) آرامی بابلی، ܐܰܪܥܳܐ (اَرْعا) سریانی، אֶרֶץ (اِرِص) عبری، 𐤀𐤓𐤑 (اِرْس) موآبی و فنیقی و کارتاژی، 𐎀𐎗𐎕 (اَرْسو) اوگاریتی، 𐩱𐩧𐩳 (اَرض) سبائی،در زبانهای زندهی ایرانی از اینجا چنین کلماتی زاده شدهاند: «ارض» و «ارضی» و «طیالارض» پارسی، «أَرْض» عربی، «اِرْد» زازا و کردی، «اَرْض» ترکی،
این واژه در زبانهای دیگر نیز وامگیری شده است: احتمالا (رِتجَنو) مصری باستان، art مالتی، و احتمالا jörð نردیک کهن، erda آلمانی کهن،ertha ساکسونی کهن، erthe فریزی کهن، eerde هلندی میانه، aarde هلندی، earth انگلیسی، Erde آلمانی، این واژگان اخیر را البته برخی از نویسندگان از بن فرضی هندواروپایی «*er» (زمین) مشتق دانستهاند که چون زادگانی جز همین کلمات ندارد، جعلی و ساختگی به نظر میرسد.
«ارض» در شعر و ادب پارسی بسیار به ندرت به کار گرفته شده است:
مولانای بلخی: « که ارضی و سمایی را غروب است فتد بیاختیارش اختفایی»
و: « با وسعت ارض الله بر حبس چه چفسیدی ز اندیشه گره کم زن تا شرح جنان بینی»