اردک


آخرین به روزرسانی:
اردک


         این واژه از زبان ترکی به پارسی وارد شده و شکل آغازینش «*اِبورْدِک» پیشاترکی بوده است. هرچند ریشه‌ی این کلمه در ترکی معلوم نیست و شاید دخیل باشد. حدسی که درباره‌ی ریشه‌ی آن می‌توان زد آن است که با بن «*duk» در زبان‌های اروپایی به معنای «زیرآبی رفتن، اردک» هم‌ریشه باشد. از این ریشه‌ی اخیر چنین کلماتی را در زبان‌های کهن اروپایی می‌شناسیم: *ducan (زیرآبی رفتن) و duke (اردک) انگلیسی کهن، douken/ duken (زیرآبی رفتن) انگلیسی میانه، tuhhan (شناور شدن، غوطه خوردن) آلمانی کهن، duka (زیرآبی رفتن) فریزی کهن، duken (زیرآبی رفتن) هلندی میانه، 

         در زبان‌های زنده‌ی اروپایی چنین کلماتی را از این بن سراغ داریم: duiken (زیرآبی رفتن) و duke (بچه، توله) هلندی، duck (زیرآبی رفتن، اردک؛ ۱۳۰۰م.) و duckling (جوجه اردک) انگلیسی، tauchen (شیرجه زدن) آلمانی، 

         احتمال دارد بن «*duk» در لایه‌های باستانی زبان‌ پیشاهندواروپایی وجود داشته و به شکل پراکنده در زبان‌های ژرمنی از یکسو و زبان سکایی یا تخاری در سوی دیگر باقی مانده باشد. در این حالت شکل اولیه‌ی این کلمه در زبان‌های ترکی از سکایی یا تخاری وامگیری شده است. به هر صورت شکل آریایی کهن آن باقی نمانده و کهن‌ترین ثبت آن در زبان‌های ایرانی هزار سال قدمت دارد و به ترکی قراخانی مربوط می‌شود. یعنی اگر تباری آریایی داشته باشد هم از ترکی وارد پارسی شده است. حدسم آن است که اصطلاح «دک کردن» در پارسی عامیانه از آن باقی مانده باشد، موازی با اصطلاح «زیرآبی رفتن» به معنای دست به سر کردن کسی.

شکل‌های دیگر آن در زبان‌های ایرانی چنین است: «اُرْدَک» قراخانی، үйрек (اویْرِک) قزاقی، өрдөк (اُورْدُوک) قرقیزی، үрҙәк (اُورْذِک) باشکیری، «اُورْدِک» ترکمنی و ترکی اویغوری، «اُرْدَک» ازبکی، 

         این واژه در زبان‌های دیگر هم وامگیری شده است:‌ үрдәк (اورْداک) تاتاری، jardek بلغاری

         «اردک» در شعر و ادب پارسی بسیار به ندرت کاربرد داشته است:

محتشم کاشانی: « نکشد تا زیخ آهنگر بردش در غل     دست و پا می‌زند از واهمه در آب اردک»