بن سامی «*اَخ» به معنای «برادر» در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: 𒀀𒄩𒀊𒁍 (آخابّو: عمو، مرکب از؛ اَخ: برادر + اَب: پدر) و 𒋀 (اَخوم: برادر) و 𒀀𒄩𒌈 (اَخاتوم: خواهر) اکدی، 𐎀𐎃 (اَخو: برادر، دوست) و 𐎀𐎃𐎚 (اَخاتو: خواهر) اوگاریتی، 𐤀𐤇 (اَخ: برادر) و 𐤀𐤇𐤕 (اَخْت: خواهر) و 𐤀𐤇𐤓𐤌 (اَخیرام، اسم مرد، یعنی برادرِ والا) فنیقی، אַחְאָב (آهاب: اسم مرد، یعنی عمو) و אַח (اَخ: برادر) و אֲחִירָם (اَخیرام: اسم شاهی فنیقی) و אָחוֹת (آخوت: خواهر) عبری، אֲחָא (أَخا: برادر) و אֲחָתָא (اَخاتا: خواهر) آرامی بابلی، ܐܰܚܳܐ (اَخا: برادر) و ܐܚܘܬܐ (اَخوتا: اخوت، برادری) و ܐܚܘܢܐ (اَخونا: برادر کهتر) سریانی، 𐩱𐩭 (اَهْ: برادر) و 𐩱𐩭𐩩 (اَخْت: خواهر) قتبانی و سبایی و معنی،
از این بن در پارسی چنین واژگانی زاده شده است: «اخوان»، «[شعر] اخوانیات»، «اخوت»، «اخوانالصفا»، «حیرام» (معمار هیکل سلیمان)، «اُخت شدن»
در سایر زبانهای ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برآمدهاند: «أَخ» (برادر) و «أُخُوَّه» (برادری) و «أَخْت» (خواهر) عربی، «اوهووِّت» (اخوت) ترکی،
این واژگان از این ریشه در سایر زبانها وامگیری شدهاند: 𐤀𐤇 (اَخ: برادر) و 𐤀𐤇𐤕 (اَخْت: خواهر) کارتاژی، ħu (برادر) مالتی، ഇക്ക (ایکا: برادر) مالایالام، Lafões (برادر) پرتغالی، ሓወ (هَوا: برادر) تیگرینیا، ሑ (هو: برادر) تیگرِه، እሕ «اَهْ» (برادر) حراری، እኍ (اَهو: برادر) و አኀው (آهاوْ: اخوان، برادران) حبشی گئز،
در این بین نام «آحاب» که در تورات آمده، در زبانهای اروپایی وامگیری شده، هرچند در میان عبرانیان نامی غیرعادی و نادر محسوب میشده است: acaab (آخاب) یونانی، Achab لاتین، Achab انگلیسی میانه، Ahab انگلیسی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی با بسامدی اندک به کار گرفته شدهاند:
سنایی غزنوی: «گرش همسایه دید از چپ و راست گوید این عقد اخوتست رواست»
مولانای بلخی: «شب مرداری حرام خواری روز اخوت و دزد و ژاژخایی»
عبدالرحمن جامی: «بسا اخ کز اخوت چون زند دم دمش باشد چراغ عیش را پف»