ریشهی پیشاسامی «*أَخَذ» به معنای «گرفتن، به دست آوردن» در زبانهای باستانی ایرانی در قالب چنین کلماتی تبلور پیدا کرده است: 𒆪 (اَخازوم: گرفتن، نگه داشتن، نوشته شده با اندیشهنگار سومری «توکول» به معنای گرفتن و سلاح) و 𒅀𒌑𒄩𒍣 (یاوخازی: یهوآخاز، اسم شاه یهودیه) اکدی، אָחַז (اآخَذ: گرفتن، نگه داشتن) و אָחוּז (آخوذ: مستقر، محفوظ) و אֲחוּזָה (اَخوزاهْ: خانه، ملک) و אֲחוּזִים (اَخوزیم: املاک) و אָחָז (آخاز: اسم مرد، یعنی: نگه داشته شده، محفوظ) و יְהוֹאָחָז (یِهوآخاز: اسم مرد، یعنی: یهوه نگهدارش باد) عبری، ܐܚܕ (اِحَد: گرفتن، نگهداشتن) سریانی، 𐩱𐩭𐩹 (اَکَد: گرفتن) سبایی،
حدسم آن است که نام سرزمین و کشور 𒌵𒆠 (اَکَد) در میانرودان باستان نیز از همین ریشه آمده باشد. این مردم سامیتبار بودند و به شمال میانرودان کوچیدند و قلمروی را اشغال کردند، که میتوانسته «اَکَد/ اَخذ» (یعنی منطقهی اشغالی، جای گرفته شده) نامیده شود. این نام احتمالا از اسم شهرشان -اکد- گرفته شده که آن هم احتمالا در ابتدای کار شهری سومری بوده که به دست اکدیها اشغال شده است. معنای «شهر» که برای اکد ذکر کردهاند قاعدتا از اینجا آمده، وگرنه کلمهای با این ریخت نه در سومری و نه در زبانهای سامی معنای شهر را نمیرساند. این نام در عبری به صورت אַכַּד (اَکَد) و در عربی به شکل «أَکَّد/ اَکَاد» ثبت شده است.
در پارسی از این ریشه چنین واژگانی زاده شدهاند: «اخذ»، «اخاذی»، «مأخوذ»، «مؤاخذه»، «اتخاذ»، «مأخذ»، «مآخذ»، «[تصمیمات] متخذه»،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین کلماتی را میشناسیم: «أَخَذ» (گرفتن، نگه داشتن) و «یَتَّخِذ» (گرفتن، در نظر گرفتن) و «إِتِّخاذ» (تصمیم، نتیجهگیری) و «أَخّاذ» (فریبا، جذاب) عربی، «اِخْز» (گرفتن، اخذ) و «ایتّیخاز» (اتخاذ) ترکی آذری، «موآهِزِه» «مؤاخذه» ترکی استانبولی، «اَخْذ» اردو. আখেজ (اَخِز: گرفتن، اخذ) بنگالی هم از پارسی گرفته شده است.
برخی از این کلمات به زبانهای دیگر هم راه یافتهاند، مثل ħa (گرفتن، گول زدن، تسخیر کردن، ازدواج کردن) مالتی.
این واژگان در متون منثور پارسی اندک و در شعر بسیار به ندرت به کار گرفته شدهاند:
صفی علیشاه: «یکیست مایه و ماخذ اصول رسم و روش بود به شرک و شرور ار چه شمر جز شداد»