ابوالهول


آخرین به روزرسانی:
ابوالهول


       بن سامی کهن «*اَب» به معنای «پدر» در زبان‌های آفروآسیایی وجود داشته و در زبان مصری کلمه‌ی                                  (اَبو: خاندان، خانوار، خویشاوندان، قوم) را به دست داده است. در شاخه‌ی آفریقایی این زبان‌ها کلماتی از این دست از این بن باقی مانده است: አባት (آبَت: پدر، نیا) حبشی امهری، አብ (آب: پدر) حبشی گئز و تیگره و تیگرینیا، 

مشتق‌های این بن این در زبان‌های کهن ایرانی به این شکل‌ها دیده می‌شود: 𒀀𒄩𒀊𒁍 (آخابّو: عمو، مرکب از؛ اَخ: برادر + اَب: پدر) و 𒀀𒁀 (آبوم: پدر) اکدی، 𐎀𐎁 (اَبو: پدر) اوگاریتی، 𐤀𐤁 (اَب: پدر) فنیقی و موآبی و عَمونی و ادومی،  אַבָּא (اَبا: پدر، معلم، مهتر، نویسنده) و אֲבָהָתָא (اَباهابا: آباء، پدران، نیاکان) آرامی، אַחְאָב (آهاب: اسم مرد، یعنی عمو) و אָב (آب: پدر) و אַבָּא (اَبا: بابا، خطاب خودمانی به پدر) و אַבְרָהָם (اَبْراهام: ابراهیم، یعنی پدرِ [فرزندان] بسیار) و אַבְרָם (اَبْرام: اسم مرد، یعنی پدرِ والا)‌ عبری، ܐܒܐ (اَبا: پدر) و ܐܒܗܘܬܐ (اَباهوتا: سرپرستی، پدری کردن) و ܐܒܪܡ (اَبْرام: اسم مرد) ‌و ܐܒܝܐ (اَبایا: پدران، نیاکان) و ܐܒܘܬܐ (اَبوتا: کشیش، پدر مقدس) و ܐܲܒ݂ܵܗܵܝܵܐ (اَباهایا: پدرانه) و ܐܲܒܪܵܗܵܡ (اَبْراهام: ابراهیم) سریانی، աբբայ (آبایْ: کشیش) ارمنی کهن، 𐩱𐩨 (اَب: پدر) سبایی و مَعَنی و قتبانی،

         این واژه در قالب ترکیب‌هایی به پارسی وارد شده است: «ابوتراب»، «ابوالهول»، «بوزینه»، «بوقلمون»، «ابوالفضل»، «ابوالبشر»، «آباء»، «اباعبدالله»، «ابوجهل»، «ابوالحکم»، «ابولفوارس»، «ابوی»، «ابراهیم»، «ابوالحسن»، «ابوالحسین»، «پرهام» (شکل پارسی شده‌ی ابراهیم)، «ابوطیاره»، «ابوعطا»، «ابولؤلؤ»، «ابونُواس»، «ابوالقاسم»، «ابونصر»، «بوطاهر»، «بوسهل»، 

         در سایر زبان‌های ایرانی اغلب این واژگان به همین صورت در قالب اسم دیده می‌شوند: աբբա (آبا: کشیش) و աբբայուհի (آبایوهی: مادر مقدس، رئیس راهبه‌ها، خانم‌ رئیس، رئیس فاحشه‌خانه) و աբբահայր (آباهایْر: کشیش، پدر مقدس) و աբբայական (آبّایاکان: کشیشانه، راهبانه) و աբբայարան  (آبایاران: ساختمان صومعه) و աբբայություն (آبّایوتون: صومعه، عزلتگاه راهبان) و Իպրահիմ (ایبْراهیم: ابراهیم) ارمنی، Иброҳим (ایبْرُوهیم: ابراهیم) پارسی تاجیکی و ازبکی، «ایبْراهیم/ ایبْرام» (ابراهیم) ترکی، Ибраһим (ایبْراهیم: ابراهیم) باشکیری، «اِبْراهیم» چغتایی و اردو و ترکی اویغوری، 

برخی از این کلمات به زبان‌های دیگر نیز راه یافته‌اند: 𐤀𐤁 (اَب: پدر) کارتاژی، abba (آبا: پدر، پدر مقدس) یونانی، abbās/ abba (پدر مقدس، کشیش) و abbatia (صومعه) لاتین، ⲁⲡⲁ / ⲁⲃⲃⲁ (آپا/ آبا: کشیش، پدر مقدس) قبطی، abaïe/ abbaïe/ abeïe/  abbeïe (صومعه) و abeesse (راهب) فرانسوی کهن، 𐌰𐌱𐌱𐌰 (آبا: کشیش، راهب مسیحی) گتی، abbat/ abbod abbad (راهب، کشیش) انگلیسی کهن، abbey/ abbeye (صومعه) و abbesse (راهبه) انگلیسی میانه، Abbot (کشیش، کاهن) و abbey (صومعه) و archabbey (صومعه‌ی بزرگ و مرکزی) و archabbot (پدر مقدس، کشیش والامقام) و abbess (راهبه) انگلیسی، Ибрахим (ایبْراهیم: ابراهیم) صربی-کروآتی، Abbaye (صومعه) فرانسوی، bugħaddas ([پرنده] غواص سینه‌سرخ) و bugħarwien (حلزون) و bumellies (موریانه، سوسک چوب) و bumnieħer (گشنیز) و bumunqar (سوسک حبوبات، برگرفته از «ابومنقار» عربی) و bunemmiel (مورچه‌خوار) و bunixxiefa ([گیاه] جوموشک) مالتی، «اوبا» (پدر، سرور) هوسه، «آبُو» (پدر) سومالی، «آبّا» (پدر، رئیس) آفاری، 易卜拉欣 (یی‌بولاشین: ابراهیم) چینی، イブラヒム (ایبوراهیمو: ابراهیم) ژاپنی، «ایبْراهیم» (ابراهیم) اندونزیایی و مالایی، 

در شعر و ادب پارسی ترکیب‌های این بن به صورت اسم فراوان به کار گرفته شده است.