ابلیس


آخرین به روزرسانی:
ابلیس


         ریشه‌ی «ابلیس» به احتمال زیاد diabolos (دیابُولُس) یونانی است به معنای «اتهام زننده، افترا زن» که از دو بخش dia (دیا: از میان، ورا) و ballw (بالّو: پرتاب کردن، انداختن) تشکیل شده است. حدس دیگری هم درباره‌ی این ریشه زده‌اند که از «بَلَس» عربی به معنای «نا امید شدن» گرفته شده باشد. اما این کلمه ریشه‌ی مشخصی در زبان‌های سامی ندارد و مشتقی از آن را هم سراغ نداریم و بنابراین احتمالا از روی «ابلیس» برساخته شده و خاستگاه آن نیست.

         diabolos (دیابُولُس) یونانی در زبان‌های اروپایی بسیار وامگیری شده و به این شکل‌ها دیده می‌شود: diabolus لاتین، 𐌳𐌹𐌰𐌱𐌰𐌿𐌻𐌿𐍃 (دیابالولوس) و 𐌳𐌹𐌰𐌱𐌿𐌻𐌰 (دیابولا) گُتی، дїаволъ(دیاوُلو) و дьѣволъ (دیاوِلو) اسلاوی کهن کلیسایی، дя́вол (دیاوُل) بلغاری، дья́вол (دْئیاوُل) روسی، дия́вол (دی‌یاوُل) اوکراینی، ђа̏вао (داوائو) صربی-کروآتی،

         «ابلیس» احتمالا نخست از یونانی در سریانی وامگیری شده و از آنجا به پارسی و عربی وارد شده و در اغلب زبان‌های ایرانی انتشار یافته است. در زبان‌های ایرانی این صورت‌ها از آن را سراغ داریم: «ابلیس» خوارزمی، «إبلیس» عربی، «وا-اُلْبوس» (گردباد، وای/ باد + ابلیس) گزی، و ⲇⲓⲁⲃⲟⲗⲟⲥ (دیابُلُس) قبطی هم شکل دیگری از همین واژه است. 

«ابلیس» در شعر و ادب پارسی فراوان آمده است:

فردوسی توسی: «چنان بُد که ابلیس روزی پگاه          بیامد به‌سان یکی نیکخواه»

مولانای بلخی: «ابلیس نظر جدا جدا داشت                         پنداشت که ما ز حق جداییم»


ایرج میرزا: «ابلیس شبی رفت به بالین جوانی            آراسته با شکل مهیبی سر و بر را»